جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی بزرگ یا الزامات اقتصادی و امنیتی شدید؟

ظهور غیرمنتظره «میانجی‌گر هسته‌ای» | چگونه پاکستان خود را در مرکز مدیریت بحران ایران و آمریکا قرار داد؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۷۳۳۵
اقتصادنیوز: چگونه پاکستان توانست در مقام بازیگر اصلی غیرمنتظره برای کاهش تنش بین ایالات متحده و ایران ظهور کند؟
ظهور غیرمنتظره «میانجی‌گر هسته‌ای»  | چگونه پاکستان خود را در مرکز مدیریت بحران  ایران و آمریکا قرار  داد؟

به گزارش اقتصادنیوز، در صحنه پرمخاطره دیپلماسی خاورمیانه، جایی که مرز بین جنگ و صلح میان دود حملات هوایی فعال و نوسانات بازارهای جهانی انرژی پنهان شده، یک بازیگر اصلی غیرمنتظره در کانون توجه قرار گرفته است.

پاکستان، به عنوان کشوری مجهز به سلاح هسته‌ای که مدت‌هاست از دریچه شکنندگی اقتصادی، نوسانات سیاسی و تنش‌های امنیتی فزاینده در امتداد مرز غربی خود با افغانستان تحت حاکمیت طالبان به تصویر کشیده می‌شود، اکنون خود را به عنوان یک میانجی بالقوه بین ایالات متحده و ایران قرار داده است.

بازآفرینی جایگاه استراتژیک پاکستان؛ از معضل امنیتی تا میانجی دیپلماتیک

به نوشته میدل‌ایست آی، پیشنهادی که به طور ناگهانی و همراه با غافلگیری ناظران منطقه‌ای مطرح شد، اسلام آباد را به عنوان مکانی بی‌طرف برای مذاکرات بین دولت ترامپ و مقامات ایران معرفی کرد.

خبر مرتبط
تیک تاک ساعت در تنگه هرمز | چگونه جنگ بزرگ علیه ایران چرخه تامین مواد غذایی جهانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

اقتصادنیوز:بخش قابل توجهی از کودی را که تقریباً نیمی از تأمین مواد غذایی جهان را تشکیل می‌دهند، از تنگه هرمز عبور می‌کند.

در صورت تحقق، چنین جلسه‌ای نه تنها نشانه‌ای از احتمال توقف درگیری‌ خواهد بود که بازارهای جهانی انرژی را آشفته کرده و ترس از یک جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر را افزایش داده، بلکه نشان‌دهنده‌ی بازآفرینی جایگاه استراتژیک پاکستان نیز خواهد بود و این کشور را از بازیگری که اغلب به عنوان یک موضوع امنیتی دیده می‌شود، به یک میانجی دیپلماتیک در مرکز مدیریت بحران جهانی تبدیل می‌کند.

به گفته یک مقام امنیتی مستقر در اسلام‌آباد، تسهیل مذاکرات یک استراتژی برای حفظ خود است، زیرا این کشور نمی‌تواند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی یک جنگ طولانی مدت را تحمل کند. به باور او «این موقعیت یک شبه به وجود نیامده است؛ بلکه نتیجه‌ی مجموعه‌ای از تصمیمات در طول سال گذشته است که به طور جمعی ابتکار عمل دیپلماتیک پاکستان را امکان‌پذیر کرده است».

جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی بزرگ یا الزامات اقتصادی و امنیتی شدید

بدین ترتیب، برای اسلام‌آباد، اقدام برای تسهیل مذاکرات کمتر ناشی از جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی بزرگ و بیشتر ناشی از الزامات اقتصادی و امنیتی شدید است. پاکستان در حال گذر از یک روند بهبود اقتصادی ناپایدار تحت شرایط سختگیرانه‌ی صندوق بین‌المللی پول است. تشدید درگیری‌ها با ایران باعث افزایش شدید قیمت نفت و تشدید ناامنی انرژی در سراسر آسیا شده که به طور نامتناسبی بر اقتصاد شکننده پاکستان تأثیر می‌گذارد.

جنگ

مقامات پاکستانی هشدار می‌دهند که در صورت عدم تأمین محموله‌های اضافی، این کشور در هفته‌های آینده با خطر حاد کمبود گاز طبیعی مایع مواجه خواهد شد. اختلال طولانی مدت در جریان انرژی خلیج فارس می‌تواند پاکستان را به سمت بحران عمیق‌تر تراز پرداخت‌ها سوق دهد.

هم‌چنین جغرافیای منطقه، فوریت این موضوع را تشدید می‌کند. پاکستان و ایران مرز ناهموار ۹۰۰ کیلومتری مشترکی دارند که از نظر تاریخی به عنوان مجرایی برای ستیزه‌جویی‌های جدایی‌طلبانه، شبکه‌های شبه‌نظامی فراملی و مسیرهای قاچاق ریشه‌دار عمل کرده است. گسترش درگیری‌های منطقه‌ای، مناطق مرزی از قبل بی‌ثبات را که در بهترین حالت حاکمیت دولت پاکستان در آنها نامتوازن است، بی‌ثبات می‌کند.

ترکیب فرقه‌ داخلی پاکستان نیز به همان اندازه مهم است. با توجه به اینکه جمعیت شیعه بین ۱۵ تا ۲۰ درصد از جمعیت بیش از ۲۴۰ میلیونی آن را تشکیل می‌دهند و بزرگترین جامعه شیعی خارج از ایران هستند، اسلام‌آباد همچنان به شدت نسبت به تحولات تهران حساس است. ترور مقامات ایران، در آغاز درگیری، اعتراضات مرگباری را در چندین شهر پاکستان برانگیخت و نشان داد که بحران‌های خاورمیانه چقدر سریع در داخل کشور بازتاب پیدا می‌کنند. برای سیاست‌گذاران در اسلام‌آباد، چشم‌انداز گسترش جنگ ایران به آن سوی مرزها یا شعله‌ور شدن تنش‌های فرقه‌ای در داخل، شاید فوری‌ترین نگرانی امنیت ملی باشد.

فشارهای خارجی نیز در حال افزایش است. پاکستان روابط استراتژیک نزدیکی با شرکای خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی، دارد، زیرا قدرت‌های منطقه‌ای در حال بررسی واکنش‌ها به اقدامات ایران در اطراف نقاط حساس دریایی مانند تنگه هرمز هستند. یک تفاهم‌نامه امنیتی مشترک که در سپتامبر گذشته با ریاض امضا شد و مبتنی بر اصول دفاع جمعی بود، گمانه‌زنی‌ها را تشدید کرده که در صورت تشدید بیشتر درگیری، پاکستان ممکن است با درخواست‌های حمایت نظامی مواجه شود.

بر لبه تیغ؛ خیره به یک دریچه رهایی دیپلماتیک

تحلیلگران امنیتی معتقدند در چنین سناریویی، فضای مانور اسلام‌آباد محدود خواهد بود. به گفته زاهد شهاب احمد، دانشیار مطالعات امنیتی و استراتژیک در کالج دفاع ملی در امارات متحده عربی، پاکستان همچنان در "حالت آماده‌باش" است و اگر عربستان سعودی رسماً به تعهدات دوجانبه استناد کند، برای رد کمک به مشکل خواهد خورد.

پاکستان و عربستان

مایکل کوگلمن، تحلیلگر مستقر در واشنگتن، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: "پاکستان، که درست در آستانه جنگ قرار دارد، به وضوح ترجیح می‌دهد گام‌هایی را برای کمک به پایان جنگ بردارد و درگیر آن نشود."

همزمان، مرز غربی پاکستان همچنان تحت فشار مداوم حملات شبه‌نظامیان اسلام‌گرا از خاک افغانستان تحت کنترل طالبان است، در حالی که شورش جدایی‌طلبان مداوم در استان جنوب غربی هم‌مرز با ایران همچنان در حال افزایش است. در این زمینه، رهبری غیرنظامی و نظامی پاکستان، که اغلب در مورد مسائل سیاست خارجی اختلاف نظر دارند، در بحبوحه نگرانی‌ها از اینکه کمپین «فشار حداکثری» واشنگتن می‌تواند آتش یک درگیری منطقه‌ای گسترده‌تر را شعله‌ور کند، به طرز نادری به همسویی روی آورده‌اند تا کشور را به عنوان یک دریچه رهایی دیپلماتیک قرار دهند.

ژنرال محبوب ترامپ نقش تاریخی خلیج فارس را می‌قاپد؟

در مرکز ابتکار کنونی، یک کانال دیپلماتیک شخصی‌سازی‌شده توسط ارتش قدرتمند پاکستان قرار دارد. سرلشکر سید عاصم منیر، فرمانده ارتش، به عنوان یک چهره محوری ظهور کرده است. منیر از زمان رویارویی نظامی کوتاه پاکستان با هند در سال گذشته، چهره‌ای بین‌المللی و قابل توجه برای خود دست و پا کرده است. گفته می‌شود که او رابطه کاری نزدیکی با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، دارد که علناً از او به عنوان «ژنرال محبوب» خود ستایش کرده است.

پاکستان و آمریکا

از نظر نهادی، ارتش پاکستان کانال‌های ارتباطی حفظ کرده است. این روابط، اگرچه محدود و عمل‌گرایانه هستند، اما در اسلام‌آباد به عنوان مجاری بالقوه برای پیام‌رسانی در مورد بحران تلقی می‌شوند. از نظر تاریخی، دیپلماسی پشت پرده ایالات متحده و ایران تحت سلطه کشورهای نسبتاً باثبات و ثروتمند خلیج فارس مانند عمان و قطر بوده است.

خبر مرتبط
چگونه جنگ ایران و آمریکا پرده از سلاح‌های جدید و قرن بیست‌ویکمی برداشت؟ | ریشه قدرت نظامی درحال تغییر است

اقتصادنیوز: ایران نفت خام را به عنوان اهرمی در مقیاسی بی‌سابقه در دهه‌های اخیر به کار گرفته که نشان دهنده مرحله جدیدی در رقابت قرن بیست و یکم است.

با این حال، تحلیلگران معتقدند که برهه کنونی، که با جنگ فعال، کمبود سوخت جهانی و افزایش خطرات سیستماتیک مشخص می‌شود، ممکن است به نفع بازیگری باشد که منافع فوری در مسیر درگیری داشته باشد. مقامات پاکستانی به طور خصوصی ادعا می‌کنند که ترکیب منحصر به فرد اسلام آباد از تنوع فرقه‌ای، نزدیکی جغرافیایی و اعتبار نظامی، آن را قادر می‌سازد تا به عنوان یک تسهیل‌کننده به شیوه‌هایی عمل کند که پادشاهی‌های خلیج فارس با اکثریت سنی نمی‌توانند به طور کامل آن را تکرار کنند.

به گفته قرة العین شیرازی، روزنامه نگار مستقر در اسلام آباد که به طور گسترده سیاست خارجی پاکستان را پوشش می‌دهد: «پاکستان میزبان جمعیتی است که به طور گسترده به عنوان دومین جمعیت بزرگ مسلمانان شیعه در جهان شناخته می‌شود و حدود 40 میلیون نفر تخمین زده می‌شود و پیوندهای فرهنگی و مذهبی عمیقی با ایران ایجاد می‌کند.» او افزود: «در عین حال، وضعیت پاکستان به عنوان یک کشور مسلح به سلاح هسته‌ای که میزبان پایگاه‌های نظامی دائمی ایالات متحده نیست، ممکن است آن را به مکانی از نظر سیاسی قابل قبول‌تر برای تهران تبدیل کند، جایی که روایت‌های داخلی اغلب مذاکرات را از نظر حاکمیت و مقاومت چارچوب‌بندی می‌کنند.»

همکاری دفاعی اخیر پاکستان با عربستان سعودی، اعتبار این کشور را در ریاض و واشنگتن تقویت می‌کند، و این در حالی است که نقش دیرینه این کشور به عنوان نماینده دیپلماتیک ایران در ایالات متحده، که از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ بخش منافع تهران را مدیریت می‌کند، سطح اولیه‌ای از اعتماد را حفظ کرده است.

چشم‌انداز مذاکرات

با وجود گمانه‌زنی‌های فزاینده رسانه‌ای، هیچ تأیید رسمی از سوی واشنگتن، تهران یا اسلام‌آباد در مورد چشم‌انداز مذاکرات مستقیم صورت نگرفته است. رسانه‌های مهم بین‌المللی اظهار داشته‌اند که پاکستان در حال بررسی ترتیبات لجستیکی برای یک نشست احتمالی با حضور مقامات ارشد آمریکایی و ایرانی بوده است.

ایران آمریکا پاکستان

طبق گزارش‌هایی به نقل از منابع دولتی ایالات متحده، واشنگتن در تلاش بوده تا مذاکراتی را در پاکستان برای بررسی «راه خروجی» از این درگیری ترتیب دهد. سایر گزارش‌های رسانه‌ای نشان می‌دهد که یک پیشنهاد چند ماده‌ای ایالات متحده با هدف پایان دادن به خصومت‌ها ممکن است از طریق واسطه‌های پاکستانی به مقامات ایرانی منتقل شده باشد.

جزئیات منتسب به مقامات پاکستانی نشان می‌دهد که این پیشنهاد شامل کاهش تحریم‌ها، عقب‌نشینی از عناصر برنامه هسته‌ای ایران، محدودیت‌هایی بر توسعه موشکی و سازوکارهایی برای تضمین بازگشایی تنگه هرمز باشد. ایران، به نوبه خود، شرایط خود را از طریق کانال‌های رسانه‌ای دولتی بیان کرده است. این شرایط شامل پایان دادن به ترور هدفمند مقامات ایرانی، تضمین عدم حملات نظامی بیشتر، غرامت جنگی، آتش‌بس جامع و به رسمیت شناختن حاکمیت تهران بر تنگه هرمز است.

گزارش‌های دیپلماتیک از نشریات متعدد غربی همچنین مدعیست که مقامات ارشد ایالات متحده، ایران و پاکستان از طریق استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تبادلات غیرمستقیمی داشته‌اند. چنین تماس‌هایی همچنان با واسطه و نه مستقیم انجام می‌شوند و بی‌اعتمادی عمیقی را که همچنان روابط ایالات متحده و ایران را تعریف می‌کند، برجسته می‌کنند. اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، روز پنجشنبه اذعان کرد که کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم واقعاً فعال هستند. او از رسانه‌ها خواست از «حدس و گمان‌های غیرضروری» خودداری کنند و تأکید کرد که پیام‌ها از طریق اسلام‌آباد به عنوان بخشی از یک تلاش دیپلماتیک گسترده‌تر با مشارکت «کشورهای برادر» مانند ترکیه و مصر منتقل می‌شوند.

گزارش‌های مربوط به مذاکرات احتمالی ابتدا پس از ادعای ترامپ در رسانه‌های اجتماعی مبنی بر اینکه مذاکرات با تهران در حال انجام است و تصمیمات مربوط به حملات احتمالی به زیرساخت‌های برق ایران به طور موقت به تعویق افتاده، مورد توجه قرار گرفت. ایران علناً انجام مذاکرات رسمی را تکذیب کرد، اگرچه تفسیرهای بعدی از محافل دیپلماتیک ایران حاکی از آن بود که اسلام‌آباد می‌تواند به عنوان یکی از چندین مکان ممکن، در صورت تحقق مذاکرات، ظاهر شود.

ریسک بالا، پاداش بالا؛ اتکا بر روابط شخصی با ترامپ و پیچیده شدن محاسبات

علیرغم سیگنال‌های خوش‌بینانه از اسلام‌آباد، مسیر هرگونه نشست سطح بالا همچنان مملو از موانع است. به باور اشتیاق احمد، استاد بازنشسته روابط بین‌الملل در دانشگاه قائد اعظم اسلام‌آباد «پاکستان در نزدیکی سرایت احتمالی درگیری قرار دارد و از نظر اقتصادی همچنان در معرض بی‌ثباتی در خلیج فارس است و این به آن انگیزه و فوریت می‌دهد تا برای کاهش تنش تلاش کند.»

جنگ

مقامات ایرانی نیز گزارش‌های مربوط به مذاکرات مستقیم قریب‌الوقوع را به عنوان اطلاعات نادرست با هدف تأثیرگذاری بر بازارهای مالی رد کرده‌اند. تهران ضمن اذعان به دریافت پیام‌ها از طریق «کشورهای دوست»، اصرار دارد که مذاکرات اساسی مستلزم امتیازات گسترده، از جمله تضمین‌هایی در برابر اقدام نظامی آینده و به رسمیت شناختن منافع استراتژیک ایران در خلیج فارس است.

همچنین مسئله زیاده‌روی وجود دارد. پاکستان در تلاش است تا در رویارویی با قدرت‌های بزرگ جهانی میانجیگری کند، در حالی که با درگیری‌های همزمان در امتداد مرزهای خود و اقتصادی که هنوز به حمایت مالی خارجی وابسته است، دست و پنجه نرم می‌کند. یک مقام امنیتی پاکستانی با اشاره به سرعت تغییر پویایی واشنگتن خاطرنشان کرد: «اتکا به روابط شخصی با ترامپ غیرقابل پیش‌بینی، محاسبات را پیچیده‌تر می‌کند.»

اما، برای پاکستان، پاداش‌های بالقوه میانجیگری موفق، وجودی هستند و نه صرفاً نمادین. هدف فوری، ثبات اقتصادی است. اسلام‌آباد با قرار دادن خود به عنوان شریکی ضروری برای واشنگتن در هر دو عرصه خاورمیانه و جنوب آسیا، امیدوار است که اهمیت ژئوپلیتیکی را به اعتماد سرمایه‌گذاران و فضای تنفس مالی تبدیل کند.

در داخل کشور، خطرات به همان اندازه زیاد است. یک جنگ طولانی مدت مرتبط با ایران، خطر تشدید تنش‌های فرقه‌ای، تعمیق کمبود انرژی و تضعیف ساختارهای حکومت را به همراه دارد.

با این حال، حتی اگر به اصطلاح «گشایش اسلام‌آباد» نتواند به یک توافق جامع منجر شود، تغییر قابل توجهی در حال حاضر رخ داده است. پاکستان با سرعت و جاه‌طلبی‌ای که به ندرت در تاریخ دیپلماتیک اخیر خود دیده، ظرفیت غیرمنتظره‌ای را برای ورود به هسته محاسبات استراتژیک جهانی نشان داده است. شاید برای اولین بار در دهه‌ها، این کشور نه تنها به عنوان یک محل برگزاری درگیری‌های خارجی، بلکه به عنوان مکانی بالقوه برای شروع کاهش تنش‌ها تلقی می‌شود.

برآمدن یک میانجی تازه؛ بازگشت به اوج؟

در همین شرایط، المانیتور هم در گزارشی تاکید کرده که ظهور پاکستان در مقام میانجی بالقوه، به روابط ایالات متحده و ایران تکیه می‌کند.

بر اساس این گزارش، نقش پاکستان به عنوان میزبان احتمالی مذاکرات با هدف پایان دادن به جنگ ایران، بر اساس نزدیکی این کشور به دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، و شهرت اسلام‌آباد به عنوان یک بازیگر نسبتاً بی‌طرف با روابط طولانی مدت با جمهوری اسلامی ایران، همسایه، بنا شده است.

اگر این مذاکرات در نهایت انجام شود، می‌تواند جایگاه جهانی پاکستان را به اوجی برساند که از زمان میانجیگری پاکستان در گشایش دیپلماتیک مخفی که منجر به سفر ریچارد نیکسون، رئیس جمهور ایالات متحده، به چین در سال ۱۹۷۲ شد، به آن نرسیده است. در واقع این امر، نقطه اوج بیش از یک سال روابط گرم با ترامپ که شامل دیپلماسی زیرکانه و معاملات رمزنگاری شده بوده، پایان خواهد بود.

6

پاکستان در زمانی که چنین کانال‌هایی برای اکثر کشورهای دیگر مسدود شده است، ارتباط مستقیمی با واشنگتن و تهران دارد، و مستقیماً از پایان جنگ سود خواهد برد.به گفته آدام واینستین، معاون مدیر برنامه خاورمیانه در موسسه کوئینسی «پاکستان به عنوان یک میانجی، اعتبار غیرمعمولی دارد و روابط کارآمدی را با واشنگتن و تهران حفظ می‌کند، در حالی که سابقه روابط پرتنش با هر یک از آنها، به آن فاصله کافی می‌دهد تا به عنوان یک میانجی معتبر دیده شود.»

رابطه تنگاتنگ با ترامپ

فرمانده ارتش پاکستان، فیلد مارشال عاصم منیر، برای ترمیم سال‌ها بی‌اعتمادی، رابطه نزدیکی با ترامپ برقرار کرده است. پاکستان درست پس از پرواز منیر به داووس برای دیدار با ترامپ در ژانویه، به هیئت صلح ترامپ پیوست.

پاکستان همچنین با یک کسب و کار کریپتو مرتبط با خانواده ترامپ برای استفاده از استیبل کوین USD1 خود برای پرداخت‌های فرامرزی قرارداد بسته است، در حالی که استیو ویتکاف، نماینده کاخ سفید، به میانجیگری برای توافق برای توسعه مجدد هتل روزولت نیویورک، متعلق به شرکت هواپیمایی ملی پاکستان، کمک کرد. 

طبق بیانیه‌های مطبوعاتی رسمی، طی ماه گذشته، شریف و وزیر امور خارجه پاکستان بیش از 30 گفتگو با همتایان خود در خاورمیانه، از جمله شش گفتگو با مقامات ایرانی، انجام داده‌اند. دو گفتگو روز دوشنبه، همان روزی که ایالات متحده اعلام کرد تلاش‌های میانجیگری در حال انجام است، انجام شد و همزمان با آن، مکالمه تلفنی بین منیر و ترامپ نیز انجام شد که توسط کاخ سفید تأیید شد.

به گفته کامران بخاری، پژوهشگر ارشد شورای سیاست خاورمیانه در واشنگتن «میزبانی پاکستان از مذاکرات ایران و آمریکا نشان‌دهنده ارتقای چشمگیر جایگاه استراتژیک اسلام‌آباد است.» او گفت: «پس از دهه‌ها آشفتگی، به نظر می‌رسد پاکستان دوباره به عنوان متحد اصلی آمریکا در غرب آسیا ظهور می‌کند.» بخاری گفت پاکستان کم‌خصومت‌ترین همسایه ایران است، در حالی که «نزدیک‌ترین روابط را با دشمن تاریخی منطقه‌ای خود، عربستان سعودی، حفظ کرده و مورد اعتماد واشنگتن است».

به گفته واینستین «برخلاف کشورهای خلیج فارس مانند قطر، پاکستان میزبان پایگاه‌های نظامی ایالات متحده نیست و به خودی خود یک قدرت نظامی است.» پاکستان همچنین می‌تواند به نقش تاریخی خود به عنوان یک میانجی تکیه کند - از زمان قطع روابط دیپلماتیک بین ایالات متحده و ایران در سال ۱۹۷۹، هیئت دیپلماتیک بالفعل تهران در سفارت پاکستان در واشنگتن مستقر بوده است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O