آتش‌بس غیررسمی ساده ترین راه پایان جنگ است؟

چرا ترامپ هنوز ایران را بمباران می‌کند؟ | او مشابه ریچارد نیکسون عمل می کند زیرا... | مذاکراتی که شاید دیگر تکرار نشود

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۷۰۰۷
اقتصادنیوز: ترامپ از گفت‌وگوهای بسیار خوب و سازنده با ایران سخن می‌گوید، اما تهران اساسا وجود چنین مذاکراتی را انکار می‌کند و و می گوید این آمریکا است که تحت فشار عقب‌نشینی می‌کند. از سویی، نشانه‌ها حاکی از آن است که دستیابی سریع به یک توافق بعید به نظر می‌رسد.
چرا ترامپ هنوز ایران را بمباران می‌کند؟ | او مشابه ریچارد نیکسون عمل می کند زیرا... | مذاکراتی که شاید دیگر تکرار نشود

به گزارش اقتصادنیوز، نزدیک به یک ماه است که شعله های جنگ در خاورمیانه درحال گسترش است و نشانی از نتایج ملموس و عقب نشینی طرفین دیده نمی شود. در این میان، دونالد ترامپ مدعی برقراری مذاکراتی عمیق و به زعم او، موفقیت آمیز با ایران است. این درحالی است که مقامات ایرانی صریحا برقراری هرگونه ارتباطی با آمریکا را رد کرده اند.

تکرار یک شکست تاریخی

کنت راس در گاردین نوشت: تلاش دونالد ترامپ برای توجیه ادامه جنگ با ایران، مرا به یاد تلاش ریچارد نیکسون برای دستیابی به صلحی آبرومند در ویتنام می‌اندازد. نیکسون سال‌ها مرگ و رنج را به مردم تحمیل کرد تا به هدفی دست‌نیافتنی برسد. حال این پرسش مطرح است: ترامپ تا چه میزان ویرانی بیشتر برای پذیرش زیان‌های خود پایان دادن به این جنگ بی‌هدف را به جهان تحمیل خواهد کرد؟

خبر مرتبط
چرا سناریوی پایان جنگ علیه ایران پیچیده است؟ | خطرناک‌ترین تصمیمی که شاید ترامپ بگیرد | قدرت نظامی کافی نیست

اقتصادنیوز: مسئله اصلی به نحوه پایان دادن به جنگ بازمی‌گردد. اگر پیروزی روشنی در کار نباشد، پایان جنگ به یک چالش سیاسی برای دولت ترامپ تبدیل خواهد شد. پذیرش پایان بدون دستاورد به‌معنای پذیرش شکست است؛ و ادامه جنگ نیز می‌تواند هزینه‌ها و خطرات بیشتری ایجاد کند. این همان وضعیتی است که تصمیم‌گیری را دشوار و مسیر خروج را مبهم می‌کند.

نیکسون برای نخستین‌بار در سخنرانی پذیرش نامزدی حزب جمهوری‌خواه در سال ،۱۹۶۸ از «پایانی آبرومند» برای جنگ سخن گفت. این مفهوم به یکی از محورهای اصلی کارزار انتخاباتی و دوران ریاست‌جمهوری او تبدیل شد. وقتی روشن شد که دولت ویتنام جنوبی بدون حمایت آمریکا دوام نخواهد آورد، نیکسون تلاش کرد تا اعتبار واشنگتن را حفظ کند؛ اعتباری که در عمل به معنای فاصله‌ای زمانی میان خروج آمریکا و سقوط سایگون بود.

بهای فاصله زمانی سال ها بمباران بود

برای ایجاد این فاصله دو ساله، از توافق صلح پاریس در ژانویه ۱۹۷۳ تا سقوط سایگون در آوریل ۱۹۷۵، نیکسون و مشاور امنیت ملی‌ او، هنری کیسینجر، مردم ویتنام را چهار سال زیر بمباران شدید قرار دادند و حتی این حملات را به کامبوج و لائوس نیز گسترش دادند. در این دوره بیش از ۲۰ هزار سرباز آمریکایی جان باختند و شمار قربانیان در ویتنام، کامبوج و لائوس هم چندین برابر بیشتر بود.

چرا جنگ با ایران ادامه دارد؟

این ما را به پرسش اصلی می‌رساند: چرا ترامپ همچنان ایران را بمباران می‌کند؟

پاسخ‌های رایج چندان قانع‌کننده نیستند. هدف از این حملات نابودی موشک‌های دوربرد ایران نیست، چرا که کاخ سفید خود مدعی شده است که توان موشک‌های بالستیک ایران عملا از بین رفته و نرخ شلیک آن‌ها به‌شدت کاهش یافته است.

همچنین مهار برنامه هسته‌ای ایران هم دیگر در لیست اهداف نیست؛ چرا که به ادعای ترامپ، این برنامه پس از جنگ دوازده روزه در ژوئن گذشته، نابود شده است. هرچند گفته می‌شود ایران هنوز حدود ۹۷۰ پوند اورانیوم با غنای بالا در سایت‌هایی مانند اصفهان و نطنز دارد، اما کمتر کسی تصور می‌کند ترامپ حاضر باشد برای به‌دست آوردن آن نیروهای زمینی اعزام کند.

جنگ+ایران+آمریکا+انرژی

مخالفت با جنگ زمینی

هدف تغییر حکومت نیز به نظر کنار گذاشته شده می آید. در تاریخ هیچ نمونه‌ای وجود ندارد که حکومتی صرفا از طریق حملات هوایی سرنگون شده باشد، موضوعی که حتی بنیامین نتانیاهو نیز به آن اذعان کرده است. افزون بر این، پایگاه سیاسی ترامپ به‌شدت با هرگونه جنگ زمینی مخالفت خواهد کرد.

بحران انرژی تمرکز جدید ترامپ است

تمرکز کنونی ترامپ بر اقدام ایران در مسدود کردن مسیر نفتکش‌ها در تنگه هرمز است؛ مسیری که حدود ۲۰ درصد نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند. این اختلال باعث افزایش شدید قیمت انرژی شده است. ترامپ تهدید کرده اگر ایران اجازه بازگشایی این مسیر را ندهد، زیرساخت‌های برق این کشور را هدف قرار خواهد داد.

اما حمله به زیرساخت‌های برق یک جنایت جنگی محسوب می‌شود. دادگاه کیفری بین‌المللی پیش‌تر فرماندهان روسی را به دلیل اقدام مشابه در اوکراین متهم کرده است. نیروگاه‌های برق اهداف غیرنظامی هستند و حمله به آن‌ها، به‌ویژه با توجه به آسیب گسترده به غیرنظامیان، توجیه‌پذیر نیست.

چرخه خشونت؛ واکنش در برابر واکنش

نکته مهم این است که حملات ایران به کشتیرانی، در واکنش به بمباران‌های آمریکا و اسرائیل انجام شده است. بنابراین، یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای توقف این حملات می‌تواند پایان دادن به همین بمباران‌ها باشد. هرچند تضمینی برای موفقیت این رویکرد وجود ندارد، اما با توجه به پیامدهای گسترده اقتصادی جهانی و تجربه‌های تلخ آمریکا در ویتنام، افغانستان و عراق، قطعا ارزش امتحان کردن را دارد.

استراتژی نامتقارن تهران

در همین حال، حکومت ایران نشان داده که از یک استراتژی نظامی نامتقارن بهره می‌برد. استراتژی ای که شاید نتواند مستقیما با قدرت‌های بزرگ مانند آمریکا و اسرائیل مقابله کند، اما قادر است تا در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که میزبان پایگاه‌های آمریکایی هستند، اختلال ایجاد کرده و اقتصاد جهانی را تحت فشار بگذارد. با توجه به اینکه قیمت سوخت عامل مهمی در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا است، ایران ممکن است تصور کند که دست بالا را در این منازعه دارد.

مذاکراتی که شاید اصلا وجود نداشته باشند

ترامپ از گفت‌وگوهای بسیار خوب و سازنده با ایران سخن می‌گوید، اما تهران اساسا وجود چنین مذاکراتی را انکار می‌کند و می گوید این آمریکا است که تحت فشار عقب‌نشینی می‌کند. از سویی، نشانه‌ها حاکی از آن است که دستیابی سریع به یک توافق بعید به نظر می‌رسد. در هرگونه مذاکرات احتمالی، ایران همان خواسته‌های پیشین خود را تکرار خواهد کرد؛ لغو تحریم‌ها و به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی هسته‌ای. در همین حال، رهبر جدید ایران نیز نگاه مثبتی به ادامه مذاکرات نشان نداده است.

جنگ ایران و آمریکا

آتش‌بس غیررسمی ساده ترین راه است

نویسنده در ادامه مدعی شد: شاید مسیر مؤثرتر، کاهش تنش از طریق یک آتش‌بس غیررسمی باشد. ترامپ می‌تواند به‌سادگی بمباران‌ها را متوقف کند و نتانیاهو را نیز به همین کار وادار کند. مشخص نیست واکنش ایران چه خواهد بود، اما احتمال قابل‌توجهی وجود دارد که تهران نیز در پاسخ، تنش را کاهش دهد.

پیروزی سیاسی به جای برد نظامی

با این حال، دونالد ترامپ همچنان به دنبال پیروزی در جنگ است. او از تسلیم بی‌قید و شرط ایران سخن گفته و می‌خواهد این کشور را وادار به عقب‌نشینی کامل کند.

اما این اهداف بیشتر سیاسی هستند تا نظامی. این جنگ بیش از آنکه برای امنیت خاورمیانه باشد، تلاشی برای حفظ وجهه شخصی ترامپ است.

هزینه موفقیت ترامپ چقدر است؟

در اینجا شباهت ها با نیکسون آشکار می‌شود. در حقیقت، آن آبرویی که نیکسون دنبال می‌کرد متعلق به مردم آمریکا نبود؛ همان‌طور که امروز نیز بسیاری از آمریکایی‌ها تمایلی به ادامه این جنگ ندارند. آنچه برای نیکسون اهمیت داشت، آبروی شخصی خود بود؛ اینکه به‌عنوان بازنده جنگ ویتنام شناخته نشود.

ترامپ نیز اکنون در موقعیتی مشابه قرار دارد. او بدون دلیل موجه وارد این جنگ شد و اکنون به‌دنبال راهی برای خروج آبرومندانه است. اما پرسش اینجاست: تا چه تعداد انسان باید جان خود را از دست بدهند؟ چه میزان ویرانی باید رخ دهد؟ و جهان تا چه حد باید هزینه اقتصادی این جنگ بی‌معنا را بپردازد تا ترامپ بتواند اعلام پیروزی کند؟

پیروزی‌ شاید تنها در کلمات باشد

ترامپ به اعلام پیروزی‌هایی مشهور است که لزوما با واقعیت همخوانی ندارند. شاید اکنون بهترین زمانی باشد که او بتواند بار دیگر به همان شیوه متوسل شود.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O