به اقتصاد و اعتماد جهانی ضربه سنگینی وارد شد

3 مسیر پیش‌روی اعراب خلیج فارس بعد از جنگ علیه ایران | همکاری نظامی با آمریکا تقویت می‌شود یا بازنگری؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۶۹۸۳
اقتصادنیوز: برخی پیامدهای جنگ ممکن است با کاهش تنش کنترل شود، اما برخی دیگر اثرات بلندمدتی خواهند داشت. اقتصاد کشورهای خلیج فارس تنها به نفت و گاز وابسته نیست، بلکه به جایگاه آن‌ها به‌عنوان مراکز سرمایه‌گذاری و گردشگری جهانی نیز تکیه دارد. این جایگاه بر پایه ثبات، امنیت و پیش‌بینی‌پذیری شکل گرفته بود، اما جنگ این مزیت‌ها را تضعیف کرده است.
3 مسیر پیش‌روی اعراب خلیج فارس بعد از جنگ علیه ایران | همکاری نظامی با آمریکا تقویت می‌شود یا بازنگری؟

به گزارش اقتصادنیوز، حملات موشکی ایران به همسایگان عرب در جریان جنگ می تواند این کشور‌ها را به سمت ایجاد روابطی نزدیک‌تر با آمریکا سوق دهد. با این حال، ممکن است که منجر به نتیجه‌ای کاملا معکوس نیز شود؛ یعنی فاصله گرفتن عرب‌ها از واشنگتن.

خبر مرتبط
چرا ترامپ هنوز ایران را بمباران می‌کند؟ | او مشابه ریچارد نیکسون عمل می کند زیرا... | مذاکراتی که شاید دیگر تکرار نشود

اقتصادنیوز: ترامپ از گفت‌وگوهای بسیار خوب و سازنده با ایران سخن می‌گوید، اما تهران اساسا وجود چنین مذاکراتی را انکار می‌کند و و می گوید این آمریکا است که تحت فشار عقب‌نشینی می‌کند. از سویی، نشانه‌ها حاکی از آن است که دستیابی سریع به یک توافق بعید به نظر می‌رسد.

آرمان محمودیان در نشنال اینترست نوشت: در روز دهم مارس، پیت هگست وزیر دفاع آمریکا، اعلام کرد که ایران با حملات پهپادی و موشکی به کشورهای عربی آن‌سوی خلیج فارس مرتکب اشتباهی بزرگ شده است. به ادعای او این حملات چهره واقعی ایران را آشکار کرده و نشان داده که کشورهای عربی نمی‌توانند با سیاست مماشات از خطر حملات آینده در امان بمانند. هم‌زمان، بسیاری از تحلیلگران استدلال کردند که چنین رفتاری کشورهای عربی خلیج فارس را بیش از پیش به سوی دشمنان ایران، یعنی اسرائیل و آمریکا سوق خواهد داد.

باور واقعی یا پیام تهدیدآمیز؟

اظهارات مقامات منطقه نیز تا حد زیادی با این تحلیل همخوانی دارد. در ۱۸ مارس، برخی از مقامات ارشد امارات، از جمله انور قرقاش مشاور رئیس‌جمهور این کشور، اعلام کردند که حملات ایران باعث شده کشورهای خلیج فارس به آمریکا و اسرائیل نزدیک‌تر شوند. با این حال، مشخص نیست که این ارزیابی دقیقا بازتاب یک باور واقعی است، یا نوعی پیام هشدارآمیز به تهران است؛ پیامی که مدعی است در صورت ادامه حملات یک هم‌پیمانی گسترده‌تر میان آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی شکل خواهد گرفت.

شورای همکاری خلیج فارس

ابزار اقتصادی برای ایجاد فشار

با وجود هشدارها ایران حملات را متوقف نکرد. این حملات روابط ایران با کشورهای عربی را برای مدت طولانی تحت تأثیر قرار خواهد داد، به‌ویژه با توجه به گستردگی حملات و میزان خسارت‌ها.

با وجود این هزینه‌ها، پرسش اصلی این است که چرا ایران همچنان به این حملات ادامه می‌دهد. از نگاه تهران، منافع این اقدامات از پیامدهای منفی آن بیشتر است. در حقیقت تهران به استفاده از ابزارهای اقتصادی روی آورده است که منجر به فشار بر بازارهای جهانی انرژی، تهدید به بستن تنگه هرمز و هدف قرار دادن همسایگان عرب خواهد شد؛ اقداماتی که می‌تواند باعث ایجاد آشفتگی اقتصادی، افزایش ناامنی، خروج اتباع غربی از منطقه و در نهایت تحمیل هزینه‌های غیرمستقیم سنگین به آمریکا شود.

تضعیف دیپلماسی

با این حال، این رویکرد بدون هزینه نیست و پیامدهایش سال‌ها تلاش دیپلماتیک را تضعیف خواهد کرد. این وضعیت نشان می‌دهد که روابط ایران با کشورهای عربی احتمالا برای مدت طولانی در وضعیت تنش باقی خواهد ماند.

رابطه با آمریکا؛ تقویت یا بازنگری؟

اقدامات ایران یک پرسش مهم را مطرح می‌کند: در حالی که این حملات به روابط تهران با کشورهای عربی آسیب می‌زند، چه تأثیری بر رابطه این کشورها با آمریکا خواهد داشت؟ آیا این روابط تقویت می‌شود، بدون تغییر باقی می‌ماند یا وارد مسیر جدیدی خواهد شد؟

نویسنده در ادامه ادعا می کند: یکی از سناریوهای احتمالی، تقویت این روابط است. در حقیقت کشورهای عربی ممکن است همکاری نظامی خود با واشنگتن را گسترش دهند، چرا که آمریکا همچنان قدرتمندترین بازیگر منطقه محسوب می‌شود و توانایی بازدارندگی قابل‌توجهی دارد.

فاصله‌گیری حساب‌شده برای کاهش خطر

با این حال، سناریوی دیگری نیز قابل تصور است. کشورهای عربی ممکن است تصمیم به گرفتن فاصله‌ای محتاطانه از آمریکا، نه در حوزه روابط سیاسی و اقتصادی، بلکه در وابستگی نظامی بگیرند.هدف از چنین رویکردی این است که به تهران نشان دهند آن‌ها نماینده یا ابزار آمریکا نیستند و نباید درگیر جنگ میان ایران و آمریکا شوند. در این حالت، آن‌ها از گسترش همکاری‌های نظامی خودداری می‌کنند، در حالی که روابط اقتصادی و سیاسی را حفظ می‌کنند.

دوراهی دشوار پیش روی رهبران عرب

این انتخاب برای رهبران عرب ساده نیست. از یک سو، چنین تصمیمی می‌تواند به نوعی تحقق اهداف ایران تلقی شود؛ از سوی دیگر، آن‌ها با واقعیتی مواجه‌اند که آمریکا با وجود مخالفت آن ها، وارد جنگ شد که این مسئله خود پرسش‌هایی را درباره میزان اتکاپذیری واشنگتن ایجاد کرده است.

پیش از آغاز درگیری، کشورهای خلیج فارس تلاش‌های دیپلماتیک قابل‌توجهی را برای جلوگیری از جنگ انجام داده بودند. در ماه ژانویه قطر، عمان، مصر و عربستان سعودی تلاش کردند تا آمریکا را از ورود به یک جنگ جدید منصرف کنند، اما دولت ترامپ این درخواست‌ها را نادیده گرفت و این کشورها در نهایت به دلیل روابط خود با آمریکا، به‌طور غیرمستقیم وارد بحران شدند.

انتقاد تند قطر از آمریکا

ایران به‌روشنی اعلام کرده که اقدامات کشورهای خلیج فارس را در امتداد اهداف آمریکا و اسرائیل می‌داند و بر همین اساس آن‌ها را هدف قرار داده است. برای نمونه، پس از حمله اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی در ۱۸ مارس، ایران به تأسیسات گاز مایع قطر حمله کرد و حدود ۱۷ درصد از صادرات این کشور مختل شد. برآورد می‌شود که تعمیر این تأسیسات بین سه تا پنج سال زمان ببرد و سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار خسارت وارد شود. این مسئله باعث شد مقامات قطری به‌شدت از تصمیمات آمریکا و اسرائیل انتقاد کنند و حتی دونالد ترامپ نیز در اقدامی غیرمعمول از این حمله فاصله بگیرد.

عربی

به اقتصاد و اعتماد جهانی ضربه سنگینی وارد شد

برخی پیامدهای جنگ ممکن است با کاهش تنش کنترل شود، اما برخی دیگر اثرات بلندمدتی خواهند داشت. اقتصاد کشورهای خلیج فارس تنها به نفت و گاز وابسته نیست، بلکه به جایگاه آن‌ها به‌عنوان مراکز سرمایه‌گذاری و گردشگری جهانی نیز تکیه دارد. این جایگاه بر پایه ثبات، امنیت و پیش‌بینی‌پذیری شکل گرفته بود، اما جنگ این مزیت‌ها را تضعیف کرده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از مهاجران خارجی در حال ترک شهرهایی مانند دبی هستند و برخی حتی به‌طور دائمی منطقه را ترک کرده‌اند، زیرا دیگر احساس امنیت نمی‌کنند. در نتیجه، بخشی از هزینه‌های این جنگ، که این کشورها آغازگر آن نبودند، احتمالا غیرقابل جبران باشد.

سیکل باطل وابستگی و تهدید

در چنین شرایطی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا روابط نظامی با آمریکا خود به عاملی برای افزایش خطر تبدیل شده است؟

برخی تحلیلگران در خلیج فارس معتقدند که همین روابط باعث شده که این کشورها به هدف حملات تبدیل شوند و در نتیجه، کاهش این وابستگی می‌تواند میزان تهدید را نیز کاهش دهد. این وضعیت می‌تواند یک چرخه معیوب ایجاد کند؛ به‌گونه‌ای که تیرگی روابط با ایران، کشورهای عربی را به سمت آمریکا و اسرائیل سوق دهد، اما همین نزدیکی آن‌ها را در معرض حملات بیشتری در آینده قرار دهد.

گزینه‌های امنیتی دیگر چیست؟

در این میان، اگر کشورهای عربی بخواهند وابستگی خود به آمریکا را کاهش دهند، چند مسیر پیش روی آن‌ها قرار دارد. یکی از این مسیرها، چرخش به سمت قدرت‌های شرقی مانند چین و روسیه است. هرچند این گزینه در گذشته مورد بررسی قرار گرفته، اما با واکنش شدید آمریکا همراه بوده و همچنین تردیدهایی درباره کارایی تجهیزات نظامی این کشورها ایجاد شده است. از سوی دیگر، کشورهای عربی تمایلی ندارند روابط اقتصادی و سیاسی خود با واشنگتن را به خطر بیندازند، بنابراین این گزینه چندان جذاب به نظر نمی‌رسد.

گزینه دوم، تقویت همکاری‌های نظامی درون‌منطقه‌ای است؛ به‌گونه‌ای که شورای همکاری خلیج فارس به ساختاری شبیه یک اتحاد نظامی قدرتمند تبدیل شود. این مسیر از حمایت آمریکا نیز برخوردار است، اما تجربه نشان داده که حتی با وجود این همکاری‌ها و حمایت واشنگتن، این کشورها همچنان در معرض حمله قرار دارند و این مسئله تردیدهایی درباره کافی بودن این راهکار ایجاد می‌کند.

در نهایت، گزینه سوم شامل حرکت به سمت همکاری با قدرت‌های ثالث است؛ کشورهایی که از یک سو توانایی نظامی قابل‌توجهی دارند و از سوی دیگر حضورشان باعث حساسیت یا واکنش شدید آمریکا نمی‌شود. امنیت خلیج فارس و جریان صادرات نفت برای بسیاری از کشورها اهمیت دارد و برخی از آن‌ها می‌توانند در این زمینه نقش‌آفرینی کنند.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O