جنگی فراتر از میدان نبرد | زیرساختهای انرژی و تأسیسات آب در مرکز بحران | بدترین کابوس منطقه به وقوع پیوست؟
به گزارش اقتصادنیوز، با تشدید و ادامه درگیری ها میان ایران با آمریکا و اسرائیل، حملات متقابل به زیرساختها و مسیرهای انتقال انرژی، به یکی از مهمترین ابعاد این بحران تبدیل شده است. آنچه اکنون باعث نگرانی بازارهای جهانی شده تنها کاهش فیزیکی عرضه نفت نیست، بلکه وارد شدن یک شوک مالی عظیم به نظام زنجیره ای و بهم پیوسته انرژی در جهان است.
اهمیت استراتژیک جزیره خارک
رابرت اف فورس در آتلانتیک نوشت: آغاز این مرحله از تنش ها به پایانه اصلی صادرات نفت ایران در جزیره خارک همراه بود؛ نقطهای که تقریبا تمامی صادرات نفت خام ایران از آن انجام میشود. از آنجا که حدود ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی ایران به درآمدهای نفتی وابسته است، هدف قرار دادن این پایانه تنها یک ضربه نظامی تاکتیکی نیست، بلکه منبع اصلی ارز خارجی و ثبات مالی ایران را هدف میگیرد.
اقتصادنیوز: دولت اردوغان نسبت به امکان ایجاد تغییرات بنیادین در ساختار قدرت ایران، به ویژه توسط بازیگران خارجی چون آمریکا، تردید دارد. از نگاه تحلیلگران ترک، اگر دولت باراک اوباما که به برنامهریزی استراتژیک و تصمیمگیری محتاطانه شهرت داشت نتوانست روند تحولات سوریه را به سمت یک تغییر کامل هدایت کند، بعید است که دولت پرتنش دونالد ترامپ بتواند در مورد ایران به نتیجهای روشن برسد.
در مقابل، ایران نیز با اقداماتی متقابل تلاش کرده است تا هزینههای جنگ را گسترش دهد. یکی از مهمترین این اقدامات، مختل کردن عبور و مرور در تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور میکند. توقف یا اختلال در این مسیر باعث کاهش ظرفیت حملونقل دریایی، افزایش شدید هزینه بیمه کشتیها و واکنش فوری بازارهای انرژی شده است.
بدترین کابوس منطقه به وقوع پیوست؟
همزمان با این تحولات، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با یکی از بدترین سناریوهای امنیتی مواجه شدهاند. از زمانی که نخستین موشکهای ایرانی در آسمان منطقه ظاهر شدند، این کشورها تلاش کردند تا علاوه بر رهگیری حملات، فضای عمومی را نیز آرام نگه دارند و به ساکنان، گردشگران و سرمایهگذاران اطمینان بدهند که شرایط تحت کنترل است.
بسیاری از ناظران معتقدند که هرچه جنگ طولانیتر شود، کشورهای منطقه آسیب بیشتری خواهند دید. این آسیب ها در کشورهایی مانند امارات، عربستان، قطر، بحرین و کویت، تنها به اختلال در صادرات نفت و گاز محدود نیست. درواقع، در این مناطق خشک و کممنبع، زندگی روزمره به جریان مداوم واردات غذا و همچنین شبکههای عظیم آبشیرینکن وابسته است؛ زیرساختهایی که ممکن است بهراحتی هدف حملات هوایی قرار بگیرند.
از بیابان های خشک تا قطب تجارت جهانی
در پنجاه سال گذشته، کشورهای حوزه خلیج فارس از بیابان هایی کمجمعیت و خشک، به یکی از قطبهای مدرن تجارت و مهاجرت با حدود ۶۰ میلیون نفر جمعیت تبدیل شده اند. با این وجود، بخش زیادی از این رونق اقتصادی بر این فرض استوار بود که ایران هرگز به چنین حملاتی دست نخواهد زد. فرضی که با ادامه این جنگ زیر سوال رفت.
خاورمیانه دیگر امن نیست
کاهش تعداد موشکهای ارسالی در روزهای اخیر از سوی ایران، لزوما به معنای پایان خطر نیست. حتی حملات پراکنده پهپادی نیز در صورت تداوم میتوانند تصویر منطقه بهعنوان پناهگاهی امن در خاورمیانه را تضعیف کنند؛ موضوعی که برای مناطقی مانند دبی که به گردشگری، بازار املاک و سرمایهگذاری خارجی وابستهاند، بسیار مهم است.
زیرساختهای انرژی در مرکز بحران
رابرت اسکچر در پروجکت سیندیکیت نوشت: در سطح جهانی نیز فشار اصلی بر زیرساختهای انرژی متمرکز شده است. پالایشگاههای بزرگ، پایانههای صادراتی و مسیرهای انتقال نفت و گاز همگی به نقاط حساس در این درگیری تبدیل شدهاند. برای مثال، فشار بر ظرفیت پالایشی عربستان میتواند بازار فرآوردههایی مانند گازوئیل و سوخت جت را تحت تأثیر قرار دهد؛ حتی اگر تولید نفت خام تغییر چندانی نکرده باشد. پالایشگاههایی مانند رأستنوره گلوگاههای مهمی در زنجیره تأمین سوخت هستند و تهدید یا تعطیلی موقت آنها به سرعت بازارهای پاییندستی را دچار کمبود میکند.
بازار گاز طبیعی مایع نیز شرایط مشابهی دارد. هرچند تجارت LNG نسبت به خطوط لوله انعطاف بیشتری دارد، اما عرضه آن همچنان در چند کشور متمرکز است. انتظار میرود قطر در دهه آینده حدود یکچهارم بازار جهانی LNG را در اختیار داشته باشد؛ بنابراین هرگونه اختلال در تأسیسات یا صادرات این کشور میتواند اثر قابلتوجهی بر بازار جهانی داشته باشد.
هماکنون نیز قراردادهای آتی LNG در واکنش به این بحران با جهشی شدید روبهرو شدهاند. این افزایش قیمت حتی بدون وقوع اختلال واقعی در عرضه رخ داده و نشان میدهد بازارها چگونه ریسکهای ژئوپولیتیک را به سرعت در قیمتها منعکس میکنند.
وابستگی اروپا به واردات LNG دریایی نیز پس از کاهش شدید صادرات گاز روسیه در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است و قطر یکی از تأمینکنندگان اصلی آن به شمار میرود. در نتیجه، هرگونه اختلال طولانیمدت در صادرات گاز این کشور میتواند مستقیما توازن بازار گاز در اروپا و همچنین اقتصادهای بزرگ آسیایی را بر هم بزند.
آب اصلی ترین نگرانی است
با وجود همه این نگرانیها، تهدیدهای احتمالی برای کشورهای حوزه خلیج فارس بسیار فراتر از حوزه انرژی است. یکی از سناریوهای نگرانکننده برای ساکنان منطقه، هدف قرار گرفتن تأسیسات آبشیرینکن است. شبهجزیره عربستان تقریبا هیچ رودخانه یا دریاچهای ندارد و بخش بزرگی از آب مصرفی آن از طریق همین تأسیسات تأمین میشود.
این مجموعهها معمولا در کنار نیروگاههای برق ساخته میشوند و همین موضوع آنها را به اهدافی حساس تبدیل میکند. حمله به چنین تأسیساتی میتواند بحران های انسانی بزرگی را ایجاد کند. کارشناسان میگویند تخریب این زیرساختها حتی میتواند مصداق جنایت جنگی باشد، هرچند در گذشته نیز نمونههایی از حمله به آنها وجود داشته است.
فشار اقتصادی به منزله ابزار سیاسی
در عین حال، برخی تحلیلگران معتقدند ایران با هدف قرار دادن زیرساختهایی که نهتنها دشمنان مستقیم خود، بلکه مصرفکنندگان جهانی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد، میکوشد تا هزینه اقتصادی این درگیری را برای همه طرفها افزایش دهد. هدف لزوما قطع کامل عرضه جهانی انرژی نیست، بلکه ایجاد بیثباتی کافی برای وادار کردن بازیگران بینالمللی به بازنگری در محاسبات سیاسی و دیپلماتیک است.
چنین رویکردی در تاریخ بیسابقه نیست. تحریم نفتی اوپک در سال ۱۹۷۳ سیاست خارجی غرب را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. حمله به تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ نیز برای مدتی بازارها را دچار تلاطم کرد. همچنین تجربه استفاده روسیه از صادرات گاز بهعنوان ابزار فشار ژئوپولیتیک نشان داد که وابستگی متقابل انرژی چگونه میتواند به یک اهرم سیاسی تبدیل شود.
موج جدید تورم در راه است
اقتصاد جهانی در شرایطی با این بحران روبهرو شده که پیشتر نیز با بدهیهای بالا، فشارهای تورمی و رشد نامتوازن دستوپنجه نرم میکرد. اختلال طولانیمدت در صادرات انرژی از خلیج فارس میتواند قیمت نفت و گاز را به سرعت افزایش دهد و موج تازهای از تورم را به راه بیندازد.
کشورهای در حال توسعه بیش از دیگران در برابر چنین شوکی آسیبپذیر هستند، زیرا انرژی سهم بزرگی از هزینه واردات آنها را تشکیل میدهد. افزایش قیمتهای دلاری انرژی در کنار کاهش ارزش پول ملی میتواند فشار شدیدی بر تراز پرداختها و اعتبار مالی این کشورها وارد کند.
در نهایت، بحران کنونی تنها آزمونی برای توان بازدارندگی نظامی نیست؛ بلکه آزمونی است برای تابآوری نظام جهانی انرژی. در اقتصاد بهم پیوسته جهانی، جنگهای منطقهای بهندرت در همان منطقه باقی میمانند، بهویژه زمانی که جریان انرژی جهان در معرض خطر قرار گیرد.