ریسکهای حمله ترامپ به ونزوئلا برای متحدان آمریکا | وقتی حاکمیت اروپا هم در خطر است | سختترین چالش سال 2026 چیست؟
بهگزارش اقتصادنیوز، تا همین اواخر، یعنی نوامبر ۲۰۲۵، اینگونه بهنظر میرسید که بزرگترین نگرانیهای متحدان آمریکا درباره دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ هنوز به وقوع نپیوسته است. دولتهای اروپایی همچنان به مقاومت اوکراین اشاره میکردند و از حمایتهای واشنگتن از اوکراین میگفتند. آنها میگفتند که ناتو همچنان فعال است و گاهبهگاه حتی از سوی شخص ترامپ، بازخوردهای مثبتی را دریافت میکند.
اقتصادنیوز: در دنیای واقعی، چین جای پای خود را در آمریکای جنوبی گسترش داده که باعث نگرانی مقامات واشنگتن شده است.
از سویی، اشاره میکردند که هرچند که سیاست آمریکا در قبال چین بیثبات و نامنظم بوده، اما به معنای یک چرخش کلی و خطرناک نبوده است.
تعرفهها جدی نبود
هدر هورلبرت از اندیشکده چتهمهوس نوشت: در حوزه اقتصاد نیز روابط تجاری با وجود تعرفههای سنگین اعلامی ترامپ، به یک جنگ تمامعیار تبدیل نشد. درواقع، تعرفههایی که واقعا اعمال شدند بسیار کمتر از ارقامی بوده که بهصورت علنی اعلام شده بود. همچنین بسیاری از محدودیتها نیز بیسروصدا تعلیق شدند، از جمله پاستای ایتالیا.
به گزارش اقتصادنیوز، دولت آمریکا در سال ۲۰۲۵ قصد داشت تا تعرفههای بسیار سنگینی را، تا حدود ۹۰درصد یا حتی بیش از ۱۰۰ درصد، بر پاستاهای وارداتی از ایتالیا اعمال کند، به این دلیل که گفته میشد شرکتهای ایتالیایی ارزان فروشی میکنند.
خویشتنداری ناخوشایند ناتو
در این میان، در بروکسل و سایر پایتختهای متحد آمریکا، کمکم یک ریتم کاری جدید برای کنار آمدن با واشنگتن شکل گرفته بود؛ ریتمی هرچند ناخوشایند بود، اما مبتنی بر این پذیرش بود که مدیریت ترامپ و همراهی با او، اقتضای زمانه است.
اما تحولات سال جدید، این تصور را که چنین تعادلی بتواند دوام بیاورد را زیر سوال برده است.
کاراکاس؛ نقطه انفجار
حمله به کاراکاس و ربودن رئیسجمهور نیکلاس مادورو، دراماتیکترین رویداد در سومین روز از سال جدید بود. این اقدامات در ادامه زنجیرهای از تحولات بود که بیانگر تمایل دولت ترامپ به تغییر نظم جهانی، و حتی دگرگون کردن جوامع متحدان آمریکا است.
جنگ تمدنی در دستور کار سیاست خارجی آمریکا است
کمی پیش از این اتفاقات، راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا هشدار داده بود که اروپا با خطر از بین رفتن هویت فرهنگی و تمدنی روبهروست. بدین ترتیب، جنگ فرهنگی سال ۲۰۲۵ به یکی از ستونهای اصلی سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده بود.
چالشها ادامه دارند
این چالشها در هفتههای آینده ادامه خواهند داشت؛ چرا که دولت ترامپ بهدنبال تثبیت دستاوردهای خود است. از سوی دیگر، دونالد ترامپ میخواهد پایگاه رأیدهندگانش را پیش از انتخابات میاندورهای به هیجان آورد.
آنچه متحدان باید بدانند
متحدان آمریکا و بهویژه کشورهای آتلانتیک، باید بدانند که در حوزه اقتصاد و فرهنگ قادر به جئاسازی خود از از سیاست داخلی آمریکا نخواهند بود
در اینمیان، در حالی که رئیسجمهور در حال سست کردن پیوندهای امنیتی آمریکا و اروپاست، تیم او در تلاش است تا بازارها و سیاست اروپا را هرچه بیشتر به مدل مگا نزدیک کند.
بازی با ریسکهای بسیار بالا
در چنین موقعیتی، تصمیم واشنگتن برای برکناری اجباری نیکلاس مادورو، ریسکهای بسیار بزرگی را متوجه متحدان آمریکا کرده است.
برداشت عمومی به صورت گسترده بر این است که اتحادیه اروپا از عمد انتقادات خود به اقدامات دولت ترامپ را ملایم کرده است؛ چرا که در آستانه ورود مذاکرات صلح اوکراین به یک دور تازه، اتحادیه نمی خواهد شکاف آشکارتری را با ترامپ ایجاد کند.
با این حال، حتی بزرگترین متحدان ناتو هم نتوانستند تا قانونی بودن این حملات را به چالش بکشند. آنچه روشن است این است که اروپا باید دست از واکنش احساسی به آمریکا بردارد و سیاستهایش را بر پایه منافع خود بازسازی کند. درغیر این صورت، ترامپ قواعد بازی را به میل خود تغییر داده و اروپا تنها به عنوان یک تماشاچی حضور خواهد داشت.
وقتی حاکمیت اروپا هم در خطر است
این مسائل فقط به سازمان ملل یا آینده حقوق بینالملل مربوط نیست و اکنون حاکمیت اروپا نیز در خطر است.
ترامپ و تیم اش چند ساعت پس از حمله به کاراکاس، شروع به تهدید کوبا، ایران و مکزیک کردند و همچنین از آینده آمریکایی گرینلند گفتند؛ منطقهای خودمختار که بهصورت رسمی بخشی از دانمارک عضو ناتو است.
واکنشهای محدود و پیامدهای بزرگ
در این میان، برخی کشورهای ناتو به حملات آمریکا واکنش نشان دادند. در روز پنجم ژانویه، استارمر نخستوزیر بریتانیا گفت: آینده گرینلند باید توسط خود گرینلند و دانمارک تعیین شود. وزرای خارجه فرانسه و آلمان هم اظهارات مشابهی داشتند.
اما نبود واکنش رسمی و نهادی از سوی اتحادیه اروپا یا ناتو، این پیام را به واشنگتن میدهد که این نهادها چندان اهمیتی ندارند.
تهدید فقط سرزمینی نیست
تهدید ترامپ علیه حاکمیت اروپا، فقط درباره مرزها و خاک نیست. تمرکز واشنگتن بر تعریف خود از آزادی بیان و فرصتهایی که این رویکرد برای شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا ایجاد میکند، در سال جدید بیشتر خواهد شد. حتی احتمال تشدید تنشهای تجاری و تعرفهای نیز وجود دارد.
بریتانیا، اروپا و هر جامعهای که بخواهد تعادل مستقلی را میان سود اقتصادی و حریم خصوصی حفظ کند، در سال ۲۰۲۶ با عواقب بسیار سختی از جانب آمریکا روبهرو خواهد شد.
خوشخیالی یا نادیدهگرفتن واقعیتها؟
در سال ۲۰۲۴، گروهی از پژوهشگران چتمهاوس به پایتختهای اروپایی سفر کردند تا نگاه اروپا به رابطه فراآتلانتیکی را بررسی کنند.
نتیجه این بود که اگرچه دولتها به چالشهای امنیتی و اقتصادی دولت دوم ترامپ فکر کرده بودند، اما اهداف فرهنگی و اجتماعی تیم ترامپ را نادیده گرفته بودند و یا تصور میکردند که جناح راستمیانه، قادر به برقراری شراکت موثر با واشنگتن کند.
سختترین چالشهای ۲۰۲۶
سختترین چالش سال ۲۰۲۶ احتمالا اصرار واشنگتن برای هماهنگ کردن کشورهای اروپایی، با سیاست داخلی دولت آمریکا است. چنین رویکردی در تمامی مواضع دولت دیده میشود؛
از سخنان جیدی ونس معاون رئیسجمهور در کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵ گرفته تا متن راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا.
هدف آمریکا تنها انتقال هزینههای دفاع اروپا به دوش اعضای ناتو نیست؛ بلکه این است که واشنگتن از اروپاییهایی که با آن در موضوعاتی مانند فرهنگ اروپامحور، مسیحیت محافظهکار و ارزشهای اجتماعی سنتی همسو هستند، حمایت کند و با آنها ائتلاف بسازد.
اهداف واشنگتن احتمالا بیشتر حوزههایی چون حکمرانی فناوری، ارزشها، حاکمیت قانون و البته حاکمیت گرینلند را دربر بگیرد.
برای رسیدن به چنین اهدافی، دولت ترامپ از ابزارهای سنتی سیاست خارجی مانند کمکهای مالی، تبادل قانونگذاران و سخنرانیهای پرسر و صدا، برای پیشبرد اهداف خود استفاده خواهد کرد.
اروپا باید از منافع خود شروع کند
در سال ۲۰۲۵، صداهای دلسوز از دو سوی اقیانوس اطلس، بارها از اتحادیه اروپا خواستند تادر برابر اختلافات سیاسی و تجاری آمریکا موضع جدیتری را بگیرد. اما این اتفاق رخ نداد.
شاید این دیدگاه اروپا نسبت به واشنگتن هم یادگار رابطهای باشد که دیگر وجود ندارد.
بنابراین، سیاست اروپا باید پیش از هر چیز از منافع بنیادی اروپایی سرچشمه بگیرد. اقدامات آمریکا اکنون مستقیما بر اولویتهای سیاست داخلی اروپا اثر میگذارد؛ از انسجام فرهنگی گرفته تا نفرتپراکنی و خشونت، و حتی تمامیت ارضی در مورد گرینلند.
تنها در این صورت است که سیاستهای اروپا میتواند با پشتوانه سیاسی داخلی شکل بگیرد و در برابر ابعاد گسترده تغییری که تیم ترامپ بهدنبال آن است، واکنشی درست و واقعی نشان دهد.
ارسال نظر