دیپلماسی پرشتاب چین در خاورمیانه | وقتی «صبر» کردن دیگر گزینه نیست | تأثیر سیاسی روابط تجاری پکن و اعراب
به گزارش اقتصادنیوز، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، طی تور پنج روزه خاورمیانهایش که از ۱۲ دسامبر آغاز شد، ابتدا در ابوظبی فرود آمد، سپس به ریاض و پس از آن به امان رفت.
به دنبال ایفای نقشهای دیپلماتیک جدید
به نوشته سابنا صدیقی، تحلیلگر مسائل منطقهای در المانیتور، اگرچه رسماً هدف از این سفرها گسترش روابط تجاری و انرژی بود، اما دیدارهای سطح بالای وانگ میتواند در تحکیم نفوذ سیاسی پکن در منطقه نقش داشته باشد.
اقتصادنیوز: با ورود سریع به بخش بازیهای ویدیویی جهانی، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، بازی بزرگ تازهای را آغاز کرده است.
چین که با استفاده از روابط اقتصادی خود با ریاض و تهران به بازسازی روابط عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران کمک کرده، اکنون ممکن است به دنبال ایفای نقشی دیپلماتیک در غزه باشد. اگرچه هیچ پیشرفت قابل رویتی در این زمینه به واسطه دیدارهای وانگ حاصل نشد، اما زمینه برای اجرای مراحل بعدی سیاست خاورمیانهای پکن اکنون ممکن است کامل شده باشد، زیرا سفرهای او احتمالاً به دنبال دستیابی به این هدف بودهاند.
پنج روز در منطقه؛ قابل اعتمادترین شریک؟
وانگ در ابوظبی علاقه خود را به هماهنگی نزدیکتر با این کشور در پلتفرمهای چندجانبه - مانند بریکس، سازمان همکاری شانگهای و سازمان ملل متحد – ابراز کرده و در عین حال به طور جداگانه متعهد به همکاریهای دوجانبه عمیقتر در زمینه سرمایهگذاری، نفت و گاز شد. دو طرف همچنین در مورد وضعیت فعلی خاورمیانه تبادل نظر کردند.
با توجه به اینکه قرار است چین میزبان دومین اجلاس چین و کشورهای عربی و اجلاس چین و شورای همکاری خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ باشد، وانگ دیدار از امارات متحده عربی را با «نتایج مثبت» اعلام کرد -به ویژه در نهایی کردن توافقنامه تجارت آزاد چین و شورای همکاری خلیج فارس که مذاکرات آن دو دهه است که ادامه دارد.
وانگ در ۱۴ دسامبر در ریاض، در دیداری با محمد بن سلمان، ولیعهد پادشاهی سعودی، با معرفی پکن به عنوان «معتبرترین و قابل اعتمادترین شریک» پادشاهی سعودی درحوزههای اقتصادی و توسعه بلندمدت این کشور، گفت که چین آماده است به صلح و ثبات در منطقه کمک کند و آرامش منطقهای را برای حفظ دستور کار توسعه این پادشاهی ضروری میداند. شایان ذکر است که چین با تجارت دوجانبهای به ارزش حدود ۱۰۷ میلیارد دلار، بزرگترین شریک تجاری عربستان سعودی است. وانگ در جریان مذاکرات با فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، در اواخر همان روز، از پیشرفت مداوم در روابط عربستان و ایران استقبال کرد. او همچنین حمایت پکن را از تلاشها برای «راه حل جامع و عادلانه برای مسئله فلسطین» ابراز کرد.
همچنین در همان روز در ریاض، جاسم محمد البدیوی، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، با وانگ دیدار کرد و وانگ خواستار حل سریع مذاکرات توافق تجارت آزاد شد. به نظر میرسد این موضوع با توجه به تنشهای تجاری چین با غرب، فوریت تازهای پیدا کرده است.
وانگ در 15 دسامبر در امان، در دیدار با ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، در مورد وضعیت در حال تحول غزه، تبادل نظر داشت. دیپلمات ارشد چین با اعلام تعهد نسبت به اینکه چین همیشه در کنار «کشورهای کوچک و متوسط» خواهد ایستاد، اعلام کرد که پکن «قابل اعتمادترین شریک استراتژیک» اردن باقی خواهد ماند.
وانگ در دیدار جداگانهای با ایمن صفدی، وزیر امور خارجه، بحران منطقهای فعلی، از جمله جنگ غزه و اثرات آن را «پیچیده و شدید» توصیف کرد و تأکید کرد که مسئولیت سوق دادن منطقه به سمت صلح یا به سمت درگیری بر عهده همه طرفهای درگیر است. وانگ با نامیدن اردن به عنوان یک «عامل ثباتبخش» کلیدی در حل مناقشه غزه و تنشهای منطقهای گستردهتر ناشی از آن، خاطرنشان کرد که امان «نقشی فعال و سازنده» در مسئله فلسطین و سایر مسائل «بحرانساز» ایفا کرده است. در مقابل، صفدی با تجلیل از «حمایت از عدالت و انصاف» پکن در مورد مسئله فلسطین، گفت امان مشتاقانه منتظر رایزنیهای نزدیکتر چین و اردن برای دستیابی به یک راهحل «جامع و پایدار» در این زمینه است.
اهداف فوری پکن؛ چرا امارات، سعودی و اردن؟
وانگ در این سفر از پایتختهایی ملاقات کرد که هر کدام در سطح خاصی در منطقه نفوذ دارند. تمرکز بر سر غزه، نشان دهنده تلاش پکن برای ایفای نقش به عنوان بازیگری ثباتبخش و غیرمتعهد در آینده غزه است. به گفته خالد تیمور اکرم، مشاور روابط بینالملل در پروژههای ابتکار کمربند و جاده، چین با بازدید از ابوظبی، ریاض و عمان، «اولویتهای فوری» خود را آشکار کرد: عربستان سعودی به عنوان «شریک کلیدی در حوزه انرژی»؛ امارات متحده عربی در مقام «مرکز مالی، تجاری و لجستیکی و حامی قوی همکاری کمربند و جاده»؛ و اردن به دلیل «دیپلماسی متعادل و تلاشهایش برای صلح منطقهای».
تئودور کاراسیک، عضو گروه روسیه و خاورمیانه در بنیاد جیمزتاون، با تائید اینکه انتخاب کشورهای مذکور برای این سفر بسیار استراتژیک بوده، معتقدست این سفر اهداف فوری منطقهای چین را برجسته میکند: «امنیت انرژی، ادغام اقتصادی پروژه کمربند و جاده و بهرهبرداری از بحران اسرائیل و غزه برای ارتقای جایگاه منطقهای خود». او افزود: «این امر در مقطعی کلیدی در روابط با خلیج فارس و همزمان با ورود به سال 2026، به پکن وزن سیاسی میدهد».
تأثیر سیاسی روابط تجاری چین و شورای همکاری خلیج فارس
پکن بزرگترین شریک تجاری شورای همکاری خلیج فارس است و سال گذشته ۱۸۰ میلیون تن نفت خام از این بلوک وارد کرد. طبق دادههای شورای همکاری خلیج فارس، حجم مبادلات با پکن در سال ۲۰۲۴ به ارزش ۲۹۹ میلیارد دلار بوده که تقریباً یک پنجم کل تجارت آن است. این رقم ۱ میلیارد دلار از حجم تجارت ترکیبی چین با اتحادیه اروپا، بریتانیا و ایالات متحده بیشتر است. طبق گفته اندیشکده آسیا هاوس، این شکاف احتمالاً بیشتر هم خواهد شد.
مبادلات تجاری بالای پکن در خلیج فارس به این کشور نفوذ قابل توجهی میدهد، به خصوص با توجه به اینکه اقتصادهای شورای همکاری خلیج فارس برای محافظت در برابر نوسانات بازار غرب به شرق نگاه میکنند. بنابراین، با گسترش ردپای اقتصادی چین، پایتختهای خلیج فارس به طور فزایندهای پکن را چیزی بیش از یک معاملهگر صرف میبینند. به گفته خالد اکرم، تعامل اقتصادی چین در منطقه به ایجاد اعتماد سیاسی کمک میکند. او خاطرنشان کرد که چین به جای «اعمال نفوذ»، «از توسعه و منافع متقابل برای ایجاد مشارکتهای بلندمدت استفاده میکند». این امر به این کشور اجازه میدهد تا نفوذ دیپلماتیک را به «روشی غیرتهاجمی» به دست آورد.
با این حال، به اعتقاد کاراسیک «همکاری اقتصادی بین همه طرفها با مذاکرات و قراردادهای کلیدی در حوزههای مختلف، از جمله تجهیزات نظامی، تقویت شده است».
او افزود که فعالیت فعلی پکن در زمینههای امنیتی و نظامی چیز جدیدی نیست بلکه: «آنچه تازه بود، تبلیغات پیرامون فعالیت چینیها و اعراب بود که حداقل آلترناتیوی در مقابل سبک معاملهگرایانه ترامپ ارائه میکند که در مقایسه با وضعیت «اپراتور بیدردسر» پکن، تاکنون تهاجمیتر بوده است». او گفت که این عامل «حسن نیت سیاسی را در یک محیط ژئواستراتژیک چالشبرانگیز» ایجاد میکند.
دیپلماسی میانجیگری
دیپلماسی میانجیگرایانه نه تنها میتواند بحرانها را خنثی کند، بلکه میتواند میانجی را در نقشی معتبر با نفوذ بلندمدت قرار دهد. به گفته کاراسیک، دلایل مشخصی وجود دارد که چرا این همه موشک و سلاح چینی در ذخایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس یافت میشود. به گفته او «با شناخت این چشمانداز، وانگ یی مدل خاصی برای کاهش تنش در منطقه ایجاد کرده است که به پکن اعتبار میدهد و این قابلیت را با عربستان سعودی و امارات متحده عربی به اشتراک میگذارد». او با اشاره به اینکه زمان سفر وانگ به اردن نیز به همان اندازه قابل توجه است -چرا که این کشور «دروازه ورود به شام در برهه کنونی» است - گفت که سیاست اولویت اقتصاد چین با چشمانداز رشد جدید در حال گسترش است و دامنه آن اکنون به شبه جزیره عربستان گسترش یافته، که از نظر تاریخی مسیر هوایی به آفریقا نیز هست. او گفت، در برخی مواقع، «فعالیت اقتصادی پیامدهایی برای عرصه سیاسی دارد».
به نظر اکرم، از نگاه خلیجفارس میانجیگری چین همچنان معتبر، بیطرف و قابل اعتماد تلقی میشود، زیرا پکن از هیچ طرفی جانبداری نمیکند و وارد اتحادهای نظامی نمیشود. او گفت که این امر به چین اجازه میدهد بدون ایجاد «ترس یا فشار» با همه طرفها صحبت کند و رهبران خاورمیانه از این رویکرد استقبال میکنند. بنابراین، به گفته اکرم، اگر سفر وانگ منجر به کمک چین به کشورهای منطقه برای شروع گفتگوی سیاسی و کاهش تنشها شود، این «پیشرفتی فراتر از اقتصاد» خواهد بود و اعتبار پکن را به عنوان یک «بازیگر دیپلماتیک سازنده» در منطقه افزایش میدهد.
چرخش تازه پکن در منطقه
از طرف دیگر، الساندرو آردوینو، عضو موسسه لائو چین در کینگز کالج لندن، به بهانه این سفر در وبگاه تینک چاینا نوشت، در حالی که جنگ، رقابت و تجدید آرایش خاورمیانه را فرا گرفته، چین رویکرد صبورانه و کمریسک خود را کنار میگذارد. پکن در حال تسریع دیپلماسی، تعامل امنیتی و برنامهریزی اقتصادی است - که هم نفوذ و هم میزان دیده شدن آن را افزایش میدهد.
در مجمع دوحه در قطر، در یک لحظه، جغرافیای در حال تغییر دیپلماسی در خاورمیانه به تصویر کشیده شد: تبادل نظر پرتنش جهادی سابق سوریه که اکنون رئیس جمهور شده با کریستین امانپور، خبرنگار سیانان، در مقابل مخاطبان جهانی. این چیزی بیش از یک نمایش رسانهای بود. این لحظه یادآور این بود که خلیج فارس بار دیگر مرکز ثقل دیپلماسی منطقهای و جهانی و به طور فزایندهای، برای جاهطلبیهای پروژه کمربند و جاده است. هم پکن و هم واشنگتن برای مدیریت منافع خود در خاورمیانه به خلیج فارس نگاه میکنند. در جایی که ایالات متحده زمانی به اروپا به عنوان شریک اصلی خود تکیه میکرد، نقش اتحادیه اروپا در برابر خاورمیانه و شمال آفریقا به طور پیوسته در حال حرکت به سمت بیاهمیتی استراتژیک است.
دیپلماسی پرشتاب چین در خاورمیانه
در بحبوحه این بیثباتی، چین مجبور است با شتابی غیرمعمول حرکت کند. از ۱۲ تا ۱۶ دسامبر، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، به دعوت دیپلماتهای ارشد امارات متحده عربی، عربستان سعودی و اردن از این کشورها بازدید کرد. چنین سفری شاید زمانی عادی به نظر میرسید، اما امروز نشاندهنده چیزی مهمتر است: پکن دیگر به نقش منفعل و صرفاً اقتصادی در خاورمیانه راضی نیست.
این سه کشور در کنار هم، محاسبه پکن در مورد تلاقی نفوذ و ثبات را منعکس میکنند. امارات متحده عربی به دلیل جغرافیای استراتژیک، سیاست خارجی چابک، امور مالی الکترونیکی و توسعه هوش مصنوعی خود اهمیت دارد. نفوذ اقتصادی و سیاسی رو به رشد عربستان سعودی در جهان عرب، همراه با روابط گرم بن سلمان با ترامپ، در مرکز تلاشهای پکن برای ایجاد تعادل در موقعیت خود و شناخته شدن به عنوان یک شریک بلندمدت و قابل اعتماد قرار دارد. و اردن، که محل زندگی جمعیت زیادی از پناهندگان فلسطینی است، جایگاه حساس و منحصر به فردی در مسئله فلسطین دارد. از این نظر، این سفر با جاهطلبی پکن برای ایفای نقش دیپلماتیک اساسیتر در غزه همسو است، حتی اگر پکن در تبدیل لفاظیهایش به میانجیگری واقعی محتاط باشد.
همسویی استراتژیک در منطقهای بیثبات
وانگ در این سفر خاطرنشان کرد که چین آماده است تا پانزدهمین برنامه پنج ساله آتی خود (2026-2030) را با چشماندازهای توسعه کشورهای خاورمیانه همسو کند، که نشاندهنده ادغام عمیقتر برنامهریزی اقتصادی و اولویتهای منطقهای است. همچنین، او این رویکرد را در چارچوب ابتکار امنیت جهانی رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، توصیف کرد و بر خواست چین برای احترام به انتخابهای سیاسی مستقل خاورمیانه، حساسیت به نگرانیهای امنیتی منطقهای و حل مسالمتآمیز اختلافات از طریق گفتگو و مشورت تأکید کرد.
حتی با اینکه توافقنامه تجارت آزاد چین و شورای همکاری خلیج فارس که مدتهاست مورد بحث قرار دارد، همچنان مبهم است، زمان سفر رسمی وانگ نمیتوانست از این مهمتر باشد. منطقه با سرعت سرسامآوری در حال تغییر است - و سوریه در مرکز این تحول قرار دارد.
احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، وعده داده که امنیت سوریه را بدون صدور بیثباتی به منطقه برقرار کند. با این حال، واقعیتهای میدانی، داستان تلختری را روایت میکنند. داعش با کشتن سه آمریکایی در جریان یک عملیات ضد تروریستی، خطرات ناشی از خود را یادآوری کرده است - این اولین تلفات نیروهای آمریکایی در سوریه از زمان سقوط بشار اسد است.
وقتی صبر کردن دیگر گزینه نیست
در خاورمیانه، چرخه خشونت و عدم قطعیت همچنان ادامه دارد و بر مشارکت اقتصادی و مالی احتمالی چین و پیشرفت کلی پروژه کمربند و جاده در خاورمیانه سایه میاندازد. خود منطقه سریعتر از آنچه سیاستگذاران آماده پذیرش آن هستند، در حال تغییر است. ایران و اسرائیل همچنان در آستانه رویارویی نظامی مستقیم هستند. نفوذ آمریکا، اگرچه هنوز وجود دارد، اما به طور فزایندهای مورد مناقشه است. کشورهای خلیج فارس در حال کاهش ریسکهای خود، تنوع بخشیدن به مشارکتها و تنظیم مجدد اتحادها هستند. در این محیط، جذابیت چین در تعامل اقتصادی، سرمایهگذاری در زیرساختها و پیشبینیپذیری دیپلماتیک نهفته است - اما همچنین در حال افزایش موضع امنیتی خود است.
آنچه این لحظه را متفاوت میکند، سرعت است. چین به طور سنتی صبر را ترجیح داده و قبل از تعهد به سرمایهگذاری سیاسی، منتظر تثبیت شرایط بوده است. اکنون، این کشور در حال تسریع تعامل خود، مدیریت روابط اقتصادی و روابط دیپلماتیک با سرعتی است که به شدت با شهرت محتاطانهاش در تضاد است. از این نظر، پکن در حال پر کردن فضایی است که توسط عدم قطعیت منطقهای، خستگی آمریکا نسبت به درگیریهای این منطقه و یک اقدام متعادلکننده منطقهای رو به رشد ایجاد شده است. اینکه آیا چین میتواند این انتظارات را برآورده کند یا خیر، همچنان یک پرسش بیپاسخ است، اما آنچه واضح است اینکه خاورمیانه دیگر منطقهای نیست که چین بتواند در آن منتظر بماند و از حاشیه تماشا کند.
از مجمع دوحه گرفته تا ثبات سوریه و سفر سهجانبه وانگ، پکن خلیج فارس را نه تنها به عنوان یک شریک اقتصادی، بلکه به عنوان بستری برای هماهنگی چندجانبه - از طریق مجامعی مانند بریکس، سازمان همکاری شانگهای و سازمان ملل - در مورد حکومتداری و نظم جهانی میبیند.
مجمع بعدی همکاری چین و کشورهای عربی که برای سال آینده برنامهریزی شده است، معیاری گویا از جاهطلبیهای پکن ارائه خواهد داد. این مجمع که در سال ۲۰۰۴ به عنوان یک مکانیسم گفتگو بین چین و اتحادیه عرب تأسیس شد، قرار است نشان دهد که چگونه چین قصد دارد همکاری چندجانبه را در منطقهای که سریعتر از سیاستهای طراحیشده برای مدیریت آن در حال تغییر شکل است، ترویج دهد. در عین حال، تعمیق تعامل پکن در منطقه را نمیتوان از سرعت فزاینده رقابت ایالات متحده و چین جدا کرد. وانگ با ستایش از سه کشور عربی به خاطر پایبندیشان به اصل «چین واحد» و حمایتشان از حاکمیت و تمامیت ارضی چین، بر این واقعیت تأکید کرد؛ نشانههایی از همسویی سیاسی متقابلی که پکن همزمان با گسترش حضور منطقهای خود به دنبال آن است.
ارسال نظر